مأوا
گفتم خدایا ازهمه دلگیرم ،گفت:حتی از من؟
گفتم خدایا دلم را ربودند ،گفت :پیش از من؟
گفتم خدایا چقدر دوری ،گفت:تو یا من؟
گفتم خدایاتنها ترینم، گفت :بیشتر از من؟
گفتم خدایا کمک خواستم ،گفت :از غیر من؟
گفتم خدا یا دوستت دارم،گفت :بیش از من؟
گفتم خدایا آنقدر نگو من ، گفت تویا من؟
یکی میپرسداندوه تو از چیست ؟
سبب سازسکوت مبهمت کیست؟
برایش صادقانه می نویسم
برای آنکه باید باشد ونیست
درجهان غصه کوتاهی دیوار مخور
حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور
گردش چرخ نگرددبه مراد دل کس
غم بی مهری این گنبد دوار مخور

خود را به که بسپارم وقتی که دلم تنگ است
پیدانکنم هم دل دلها همه از سنگ است
گویاکه در این وادی از عشق نشانی نیست
گر هست یکی عاشق آلوده به صد رنگ است
بازباران بی ترانه گریه های بی بهانه
میخورد برسقف قلبم
یادم از دوری ماهت باورت شاید نباشد
که دلم تنگ است برایت
دلتنگم چرا نمی دانم
میخواهم بخوانم چرا نمی دانم
میخواهم بنویسم چرا نمی دانم
فقط می دانم که دلتنگم
وچه چیزی تسکینم می دهد
فقط خودم می دانم
می دانم که تنها نیستم در اوج تنها ترین لحظاتم
این است که میارامدجانم
رویای با تو بودن را نمی توان نوشت نمی توان گفت و حتی نمیتوان سرود
با تو بودن قصه شیرینی است به وسعت تلخی تنهایی
و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتند
و...و من همچون غربت زدای در اغوش بی کران دریای بی کسی
به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد
وتا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید
بانوی دریای من......
گذشت زمان بر آنها که منتظر می مانند بسیار کند، بر آنها که می هراسند بسیار تند، بر آنها که به سر خوشی می گذرانند بسیار کوتاه است. اما بر...
| Design By : Mihantheme |


